سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
56
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شرح فارسى : مرحوم مصنف در ذيل مانع سوّم به چند فرع اشاره فرمودهاند كه ذيلا با شرحشان ذكر مىشوند : الف : اگر براى رقيق و مملوك فرزند حرّى بود وى از جدّش ارث مىبرد نه پدر او كه فرزند ميّت مىباشد . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود آنجائى است كه از ميّت فرزند باقى مانده كه آن رقّ و مملوك است و اين مملوك فرزندى آزاد دارد حال ارث ميّت كه جدّا اين حرّ است تنها به حرّ يعنى نوه ميّت رسيده نه فرزند ميّت كه پدر شخص حرّ مىباشد مثلا زيد فوت نمود و فرزندش رقّ و مملوكست و از مملوك فرزندى حرّ وجود دارد در اينجا ارث اموال زيد به فرزندش كه مملوكست نرسيده بلكه به فرزند فرزندش بايد داد زيرا در فرزند مانع كه رقيّت است بوده نه در فرزند فرزند و بديهى است كه رقيّت پدر مانع از ميراث فرزند نخواهد شد . قوله : و لو كان للرقيق ولد الميّت : كلمه [ ولد الميّت ] در عبارت شارح ( ره ) تفسير است براى [ رقيق ] بنابراين [ للرقيق يعنى ولد ميّت ] خبر است براى [ كان ] و [ ولد حرّ ] اسم آنست كه مؤخّر آمده . قوله : ورث جدّه : ضمير فاعلى در [ ورث ] و ضمير مجرورى در [ جدّه ] به ولد حرّ راجع مىباشند . قوله : دون الاب : يعنى پدر حرّ كه در واقع فرزند صلبى ميّت است ارث نمىبرد . قوله : لوجود المانع فيه دونه : ضمير در [ فيه ] به اب و در [ دونه ] به ولد حرّ راجع است .